نِزاریان رهروان شاخهای از فرقه اسماعیلیهاند که در سال ۴۸۸ قمری به دنبال اختلاف مستعلی و نزار بر رمز جانشینی پدرشان مستنصر (۴۲۷-۴۸۸) خلیفه فاطمی، امامت را حق نزار دانستند و به همین ادله به نزاریان دارای اسم و رسم شدند. اول رهبر این فرقه حسن صباح بود که در جمهوری اسلامی ایران داعی و مبلغ تعالی اسماعیلیان بود و پس از طرفداری از حق خلافت نزار، رابطه خویش را با خلافت فاطمیان مصر انقطاع کرد. نزاریان، حسن صباح و جانشینان اورا نماینده امامان نزاری میدانستند که بنابر نظریه آن ها در شرایط ستر و به صورت پنهانی معاش میکردند. نزاریان بعد ها مدعا شدند که یکیاز فرزندان نزار که امامت در نسل وی ادامه یافته به الموت مسافرت نموده است و نسل جانشینیان حسن صباح به وی مسجد الزهرا احمدآباد مشهد می رسد.
با اینکه دوستداران نزار در خویش مصر نیز تا مدتی باقی ماندند البته راءس مذهب نزاری به کشورایران و قلعه الموت بنا شده در قزوین جابجایی یافت. این قلعه محل معاش حسن صباح و جانشینانش بود. پس از مدتی نزاریان در شام نیز مقرهایی به دست آورده و به توان مهمی درین ناحیه تبدیل شدند. عمده کار نزاریان در روزگار سلجوقیان بود و دربین این حکومت با نزاریان که در بخش ها متعدد کشور ایران راز به کودتا برداشته و قلعههای نظامی را به تصرف خویش در میآوردند مبارزه و نزاعی دایم برقرار بود. با وجود پیکار سرسختانه سلجوقیان با نزاریان، آنها توان متفرق خویش را نگهداری کردند و بعد ها با یورش مغول به جمهوری اسلامی ایران و به دست هلاکوخان از در آدرس مسجد الزهرا احمدآباد مشهد بین رفتند.
پیدایش
در سال ۴۸۸ق. با مرگ مستنصر هشتمین خلیفه فاطمیان مصر، بر رمز جانشینی وی اختلافی در قاهره رویداد. گروهی از درباریان به رهبری افضل پسر بدر جمالی وزیر مقتدر فاطمیان، اعلام کردند که مستنصر، پسرش مُستعلی را برای خلافت پس از خویش تعیین نموده است، در حالی که نَزار فرزند تبارکخیس مستنصر پیشتر از سوی وی تحت عنوان جانشن گزینش گردیده بود و خلافت را حق خویش میدانست. افضل که در آن روزگار اقتدار اساسی دربار فاطمیان بود، مستعلی را بر تخت خلافت نشاند. در ادامه این رخداد نزار از قاهره گریخت و همت کرد قیامی را از اسکندریه برای رجوع و برگشت به خلافت ساماندهی نماید ولی ناکامی خورد و بازداشت و زندانی رزرو مسجد الزهرا احمدآباد مشهد شد.[۱]
با اینکه عموم شمال افریقا و مصر به خلافت مستعلی گردن نهادند و اورا خلیفه بر حق دانستند، اسماعیلیه جمهوری اسلامی ایران، نزار را امام میدانستند و امامت مستعلی را نمیپذیرفتند. به دنبال این داستان اسماعیلیه جمهوری اسلامی ایران که در آن مجال پایین رهبری داعی تعالی اسماعیلی، حسن صباح بودند با فاطمیان مصر جدا ارتباط کرده و جداگانه شدند و ازآنجاکه به امامت نزار معتقد بودند به نزاریان دارای شماره تلفن مسجد الزهرا احمدآباد مشهد اسم و رسم شدند.
نزاریان در کشور ایران
نقشه قلعههای اصلی اسلماعیلیان در جمهوری اسلامی ایران
هنوز اختلاف نزاریان با مستعلیان ساخت و ساز نشده بود که حسن صباح تحت عنوان نماینده فاطمیان در کشور ایران و یکیاز داعیان اسماعیلی، به ساماندهی اسماعیلیه در جمهوری اسلامی ایران پرداخت و دامنه نفوذ خویش و توان اسماعیلیان را بالا پیروزی. وی دعوت اسماعیلیه را به مرز و بوم دیلم کشاند و درین مرز و بوم مقر مردمی مستحکمی به دست آورد. اسماعیلیان زیر فرمان حسن صباح توانستند قلعه الموت را در سال ۴۸۳ تصرف نمایند[۲] و از آنجا به هدایت دعوت اسماعیلی در سراسر کشورایران بپردازند. بعداز مدتی آن ها بر قلعههای دیگری مانند قلعه لَمْسَر(لَمبَسَر)، حیطه قَهستان و شهر طبس و قلعه اَرْجان در خوزستان دست یافتند.[۳]
بعداز اینکه اختلاف نزاری و مستعلوی به دنبال مرگ مستنصر به سال ۴۸۷ق. رویداد، حسن صباح خویش را نماینده امام نزاری معرفی کرد و دعوت تازه را پی ریزی کرد. وی تحت عنوان حجت اعظم شناخته شد. مطابق شواهدی که از متنها تاریخی به دست می آید، به حیث می رسد نزار یا این که فرزندانش ارتباطی با اسماعیلیه کشور ایران و الموت نداشتهاند، با این اکنون درباره عاقبت امامان پس از نزار قصههای مختلفی در منابع ساخته و پرداخته شد.[۴] مبنی بر یک کدام از احادیث، فرزندی از آن نزار به الموت آمده و در آنجا نهفته بود. بعد ها جانشینیان حسن صباح، خویش را از فرزندان نزار دانستند.
نِزاریان رهروان شاخهای از فرقه اسماعیلیهاند که در سال ۴۸۸ قمری به دنبال اختلاف مستعلی و نزار بر رمز جانشینی پدرشان مستنصر (۴۲۷-۴۸۸) خلیفه فاطمی، امامت را حق نزار دانستند و به همین ادله به نزاریان دارای اسم و رسم شدند. اول رهبر این فرقه حسن صباح بود که در جمهوری اسلامی ایران داعی و مبلغ تعالی اسماعیلیان بود و پس از طرفداری از حق خلافت نزار، رابطه خویش را با خلافت فاطمیان مصر انقطاع کرد. نزاریان، حسن صباح و جانشینان اورا نماینده امامان نزاری میدانستند که بنابر نظریه آن ها در شرایط ستر و به صورت پنهانی معاش میکردند. نزاریان بعد ها مدعا شدند که یکیاز فرزندان نزار که امامت در نسل وی ادامه یافته به الموت مسافرت نموده است و نسل جانشینیان حسن صباح به وی مسجد الزهرا احمدآباد مشهد می رسد.
با اینکه دوستداران نزار در خویش مصر نیز تا مدتی باقی ماندند البته راءس مذهب نزاری به کشورایران و قلعه الموت بنا شده در قزوین جابجایی یافت. این قلعه محل معاش حسن صباح و جانشینانش بود. پس از مدتی نزاریان در شام نیز مقرهایی به دست آورده و به توان مهمی درین ناحیه تبدیل شدند. عمده کار نزاریان در روزگار سلجوقیان بود و دربین این حکومت با نزاریان که در بخش ها متعدد کشور ایران راز به کودتا برداشته و قلعههای نظامی را به تصرف خویش در میآوردند مبارزه و نزاعی دایم برقرار بود. با وجود پیکار سرسختانه سلجوقیان با نزاریان، آنها توان متفرق خویش را نگهداری کردند و بعد ها با یورش مغول به جمهوری اسلامی ایران و به دست هلاکوخان از در آدرس مسجد الزهرا احمدآباد مشهد بین رفتند.
پیدایش
در سال ۴۸۸ق. با مرگ مستنصر هشتمین خلیفه فاطمیان مصر، بر رمز جانشینی وی اختلافی در قاهره رویداد. گروهی از درباریان به رهبری افضل پسر بدر جمالی وزیر مقتدر فاطمیان، اعلام کردند که مستنصر، پسرش مُستعلی را برای خلافت پس از خویش تعیین نموده است، در حالی که نَزار فرزند تبارکخیس مستنصر پیشتر از سوی وی تحت عنوان جانشن گزینش گردیده بود و خلافت را حق خویش میدانست. افضل که در آن روزگار اقتدار اساسی دربار فاطمیان بود، مستعلی را بر تخت خلافت نشاند. در ادامه این رخداد نزار از قاهره گریخت و همت کرد قیامی را از اسکندریه برای رجوع و برگشت به خلافت ساماندهی نماید ولی ناکامی خورد و بازداشت و زندانی رزرو مسجد الزهرا احمدآباد مشهد شد.[۱]
با اینکه عموم شمال افریقا و مصر به خلافت مستعلی گردن نهادند و اورا خلیفه بر حق دانستند، اسماعیلیه جمهوری اسلامی ایران، نزار را امام میدانستند و امامت مستعلی را نمیپذیرفتند. به دنبال این داستان اسماعیلیه جمهوری اسلامی ایران که در آن مجال پایین رهبری داعی تعالی اسماعیلی، حسن صباح بودند با فاطمیان مصر جدا ارتباط کرده و جداگانه شدند و ازآنجاکه به امامت نزار معتقد بودند به نزاریان دارای شماره تلفن مسجد الزهرا احمدآباد مشهد اسم و رسم شدند.
نزاریان در کشور ایران
نقشه قلعههای اصلی اسلماعیلیان در جمهوری اسلامی ایران
هنوز اختلاف نزاریان با مستعلیان ساخت و ساز نشده بود که حسن صباح تحت عنوان نماینده فاطمیان در کشور ایران و یکیاز داعیان اسماعیلی، به ساماندهی اسماعیلیه در جمهوری اسلامی ایران پرداخت و دامنه نفوذ خویش و توان اسماعیلیان را بالا پیروزی. وی دعوت اسماعیلیه را به مرز و بوم دیلم کشاند و درین مرز و بوم مقر مردمی مستحکمی به دست آورد. اسماعیلیان زیر فرمان حسن صباح توانستند قلعه الموت را در سال ۴۸۳ تصرف نمایند[۲] و از آنجا به هدایت دعوت اسماعیلی در سراسر کشورایران بپردازند. بعداز مدتی آن ها بر قلعههای دیگری مانند قلعه لَمْسَر(لَمبَسَر)، حیطه قَهستان و شهر طبس و قلعه اَرْجان در خوزستان دست یافتند.[۳]
بعداز اینکه اختلاف نزاری و مستعلوی به دنبال مرگ مستنصر به سال ۴۸۷ق. رویداد، حسن صباح خویش را نماینده امام نزاری معرفی کرد و دعوت تازه را پی ریزی کرد. وی تحت عنوان حجت اعظم شناخته شد. مطابق شواهدی که از متنها تاریخی به دست می آید، به حیث می رسد نزار یا این که فرزندانش ارتباطی با اسماعیلیه کشور ایران و الموت نداشتهاند، با این اکنون درباره عاقبت امامان پس از نزار قصههای مختلفی در منابع ساخته و پرداخته شد.[۴] مبنی بر یک کدام از احادیث، فرزندی از آن نزار به الموت آمده و در آنجا نهفته بود. بعد ها جانشینیان حسن صباح، خویش را از فرزندان نزار دانستند.

بنای مدرن مسجد صعصعه