جای میلاد
رسول اسلام(ص) در شعب ابیطالب[۲۶] و در منزلای که بعد ها به عقیل بن ابیطالب وابستگی یافت، متولد شد. فرزندان عقیل، این منزل را به محمد بن یوسف، اخوی حجاج بن یوسف، مسجد الزهرا احمدآباد مشهد فروختند
[۲۷] وی آنجا را به قصری تبدیل کرد. در حکومت بنیعباس، خیزران، مامان هارونالرشید خلیفه عباسی، این منزل را خرید و آن را به مسجد تبدیل کرد.[۲۸] علامه مجلسی، محدث قرن یازدهم هجری قمری، نقل مینماید در طول وی مکانی بدین اسم در مکه وجود داشته و عموم آن را زیارت آدرس مسجد الزهرا احمدآباد مشهد میکردند.
[۲۹] این سازه تا مجال حکومت آلسعود بر حجاز، باقی بود. آنها به دلیل اعتقادات وهابیت و ممنوعیت تبرک به اثرها پیامبران، آنجا را تخریب کردند.[۳۰]با سماجت شيخ عباس قطان شهردار وقت مكه و درخواست وي از ملك بنده رزرو مسجد الزهرا احمدآباد مشهد العزيز قرار ش
د تا در آنجا كتابخانه ای سازه كنند كه امروزه به اسم «مكتبة مكة المكرمه» شناخته ميگردد. اینک بر راز در اين مكان تابلویی با تیتر «مكتبة مكة المكرمه» نصب شماره تلفن مسجد الزهرا احمدآباد مشهد میباشد .[۳۱]
اتفاق ها شب ولادت
منابع تاریخی، رخدادهایی را در شب تولد نبی(ص) نقل کردهاند که به اِرهاصات دارای شهرت گردیدهاست.[۳۲] بعضا از این رخدادها عبارتند از: لرزیدن طاق کسری و سقوط ۱۴ کنگره آن، بی سر و صدا شدن حریق در آتشکده عجم بعداز هزار سال، خشکیدن دریاچه ساوه و همینطور خواب خیره کننده موبَدان و انوشیروان فرمانروا ساسانی.[۳۳]
قبل از بعثت
عبدالله بن عبدالمطلب، بابا حضرت محمد(ص)، یک سری ماه بعداز وصلت با آمنه دختر وهب، به سفری تجاری به شام رفت و هنگام برگشت، در یثرب درگذشت. بعضا سیرهنویسان، درگذشت اورا یک سری ماه بعد از تولد محمد(ص) نوشتهاند. محمد(ص)، زمان شیرخوارگی و بخشی از کودکی را نزد حلیمه، زنی از فامیل بنیسعد طی کرد. زمانی شش سال و سه ماه (و به قولی چهار سال) داشت، مادرش اورا برای دیدار با اقوام (از طرف مامانِ عبدالمطلب از طایفه بنیعَدِی بن نجّار)، به یثرب موفقیت. در برگشت به مکه، آمنه در ابواء درگذشت و به عبارتیجا دفن شد.[۲] بعد از وفات آمنه، عبدالمطلب، پدربزرگ پدری حضرت محمد(ص)، سرپرست وی شد. حضرت محمد هشتساله بود که عبدالمطلب درگذشت و عمویش ابوطالب سرپرستی اورا ذمه دار شد.[۳۴] دربارهٔ زندگانی حضرت محمد(ص)، گزارشهای فراوانی در متنها تاریخی آمده و رویدادها و رویدادهای معاش وی، در مقایسه با دیگر پیامبران، بی نقصخیس تصویب گردیدهاست.[۳۵] با این اکنون، همچنان بعضی از جزئیات معاش وی پرنور وجود ندارد.[مستلزم منبع]
هجرت نخستین به شام و پیشگویی راهب نصرانی
حضرت محمد(ص) در کودکی، در یکیاز سفرهای عمویش به شام، همدم او بود دراین مسافرت بَحیرا راهبی مسیحی آرمهای پیغمبری را در وی روئت کرد و به ابوطالب پیشنهاد کرد که اورا از زخم یهودیان که معاند او می باشند، نگهداری نماید.[۳۶]
هجرت دوم به شام

بنای مدرن مسجد صعصعه