loading...

مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد

بازدید : 68
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 17:05


حریق سوزی در بقعه امام حسین(ع) در سال ۴۰۷ه. ق. یکی شب‌ها دو شمع تبارک از شمع‌هایی که مقبره را پر‌نور می‌ایجاد کرد بر فرش‌ها زمین خورد و حریق در آغاز پرده‌ها و روکش‌ها را به کام خویش فرو پیروزی و بعد به رواق‌ها و گنبد شیوع کرد، به سیرتکامل‌ای که فقط دیوارها، بخشی از مقبره و مسجد عمران بن شاهین از زخم این حریق ایمن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد ماند.[۱۳]

ششمی سازه
حسن بن مفضل بن سهلان بعداز کنترل توان به نوسازی مقبره امام حسین(ع)، که نصیب‌هایی از آن؛ مشمول بقعه و گنبد و رواق‌ها در حریق سوخته بود، پرداخت. وی در سال ۴۱۲ق گنبدِ بقاع امام حسین(ع) را مرمت و نصیب‌های سوخته در حریق را ترمیم کرد و امر بخشید دیواری بر پیرامون بقعه آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بسازند.[۱۴]

بنای هفتم
در سال ۶۲۰ه. ق. محمد بن عبدالکریم کندی وزارت ناصرلدین الله را عهده دار شد. وی در روزگار وزارت خویش به ترمیم بقعه و مرمت و نوسازی بخش‌های ویران گردیده آن پرداخت، دیوارها و چار رواق بقاع را پوششی از چوب ساج پوشاند، صندوقی چوبی که با دیبا و پارچه‌های حریر زینت یافته بود، بر روی قبر رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بنیان.[۱۵]

بنای هشتم
اویس بن حسن جلائری در سال ۷۶۷ق بنای مسجد و بقعه را بازسازی کرد و بر فراز بارگاه گنبدی نیم دایره‌ای سازه بنیان. این گنبد بر چهار طاق در چهار سمت مضجع امام پایدار بود و سمت بیرونی هریک از این طاقها رواقی از رواق‌های مقبره را تشکیل می‌اعطا کرد. گنبدی بلند بر این چهار طاق ساخته شد و صورتِ هندسی بدیعی را ساخت. این سازه که یک کدام از پسران اویس به اسم احمد آن را در سال ۷۸۶ق کامل شدن کرد؛ به سیرتکامل‌ای بود که در شرایطی‌که کسی خارج از آن و در سمت درِ قبله می‌ایستاد مجموع بقاع و مضجع و بارگاه امام را تماما می‌روءیت کرد و افزون بر این، قابلیت و امکان گردش زائران بر گرد بارگاه شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد وجود داشت.

احمد جلائری تراس روبروی صحن را که به حیاط طلا و جواهرات معروف میباشد و همینطور مسجد صحن را، که به صورت مربعی برگرد مقبره قرار گرفته میباشد تشکیل داد و به آرایش کردن رواق‌ها و درون بقعه توسط آینه‌کاری و خاتَم کاری و نیز کاشی‌های کاشانی که بر آن ها چشم انداز‌هایی طبیعی نقش بسته اهتمام ورزید. سازه به امر احمد جلایری، دو گلدسته بقعه را نیز به آجرهای زردرنگ کاشانی آراستند.[۱۶]

در عصر صفویه

تصویر کهن از بقعه امام حسین(ع)
در سال ۹۱۴ق. فرمانروا اسماعیل صفوی بغداد را گشود در دوّمین روز بعداز آن به زیارت امام حسین(ع) رفت و دستور بخشید لبه‌های بارگاه را تذهیب نمایند. وی همینطور دوازده چراغدان طلا و جواهرات به بقاع کادو کرد. در ۹۲۰ق فرمان روا اسماعیل، دیگر توشه به زیارت کربلا آمد و امر کرد صندوقی از چوب ساج بر بارگاه بسازند. در ۹۳۲ق فرمان روا اسماعیل دوم، بارگاه مشبک زیبایی که از نقره درست شده به مرقد امام کادو کرد. در ۹۸۳ق علی پاشا ملقّب به «وند زاده» بنای گنبد را بازسازی کرد. در ۱۰۳۲ق. پاد شاه عباس صفوی بارگاه مسی برای صندوق بارگاه تشکیل داد و گنبد را نیز به سنگ‌های کاشانی تزیین کرد. در ۱۰۴۸ق. فرمان روا خواسته چهارم، از سلاطین عثمانی، کربلا را زیارت کرد و امر بخشید گنبد را از خارج با گچ سپید نمایند.[۱۷]

در عصر نادرشاه
در سال ۱۱۳۵ ق. همسر معدود فرمانروا(دختر سلطان حسین صفوی و خواهر فرمانروا طهماسب ثانی) با در دست گذاشتن اموال فراوانی به متولیان بقاع امام حسین(ع) دستور بخشید بازسازی بزرگ‌ای اجرا دهند. در ۱۱۵۵ق. معدود پاد شاه کربلا را زیارت کرد و دستور بخشید بناهای جان دار را تزیین نمایند. وی همینطور کادو‌های گران بهایی به گنجینه بقاع کادو کرد.[۱۸]

پژوهشگری درباره‌ی اینکه گوهرشاه خانم ـ همسر نادرشاه ـ سال ۱۱۳۵ق. هزینه نموده باشد، این خلل را مطرح نموده است که همسر نادرشاه بیست هزار نادری برای این فعالیت صرف کرد[۱۹]، مبادرت وی در حین حکومت نادرشاه بوده میباشد و نادرشاه سال ۱۱۴۸ق. به حکومت رسید. به این ترتیب همسر نادرشاه سال ۱۱۵۳ق. هزینه نموده است؛[۲۰] چنانکه اینگونه نقلی میباشد.

بازدید : 29
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 13:36


در نزاع با عبدالله بن زبیر
در جمادی الاول سال ۷۲ قمری، حجاج کوفه را سوراخ کرد و در شعبان‌‌ به عبارتی سال وارد طائف شد و در آنجا اردو زد.[۳۳] ظاهراً ادله این فعالیت آن بود که او ابتدا مأمور بود به مکه و مسجدالحرام گزند نکند.[۳۴] بعداز یک یا این که دو ماه اقامت در طائف و تضارب‌های جزئی با لشکریان عبدالله بن زبیر در عرفات و در ادامه وصال نیروهای کمکی درخواستی و دستیابی اذن از خلیفه اموی، او راهی مکه شد و از ۱ ذی‌القعده سال ۷۲ق. شهر را به بازه زمانی هفت یا این که نُه ماه محاصره، و کعبه را با منجنیق سنگ باران کرد و بعد از نبردهای شدید، عبدالله بن زبیر را در ۱۷ جمادی‌الاول یا این که جمادی الثانی سال ۷۳ق. کشت و مکه را گرفت و حجاز را به قلمرو امویان ملحق مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نمود.[۳۵]

حکم دهنده حجاز
عبدالملک بن مروان، به پاس سرویس ها و اخلاص و زحمات حجاج در رویه ثبت خلافت اموی، اورا کارگزار مکه و اندکی آن گاه کارگزار مدینه و طائف و بعد از آن یمن و یمامه آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرد.[۳۶]

حجاج در اولیه مبادرت، مسجد الحرام را از اثر ها نبرد منزه کرد. وی در اوایل سال ۷۴ قمری. به مدینه رفت و بعد از یک کدام از دو ماه اقامت در آنجا، به مکه رجوع و برگشت و به امر خلیفه، کعبه را نوسازی کرد.[۳۷] او در دوران اقامتش در مدینه با عموم مدینه و به‌ویژه با صحابه فرستاده (ص) اخلاق و رفتار زشت و خشنی رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد داشت.[۳۸]

حجاج بعد یاور گروهی از بزرگان حجاز راهی شام شد و با خلیفه اموی دیدار کرد.[۳۹]

حکومت بر عراق
بعداز آنکه حجاج دو سال (و به قولی سه سال) عملاً حکم کننده حجاز بود، عبدالملک بن مروان او را از این سمت عزل و در رجب یا این که رمضان سال ۷۵ق. با اختیارات بدون نقص و وسیعی او را حکم دهنده عراق کرد. از دلایل این فرمان، مرگ اخوی خلیفه (بِشر بن مروان بن حکم)، هیاهو احوال عراق و ارتقا خطر خوارج و نیز درخواست جمع‌ای از بزرگان حجاز از عبدالملک بر پایه ی برکنار حجاج از حجاز بود.[۴۰] و پیشگوییعلی بن ابی طالب (ع) خطاب به عموم کوفه درباره حکومت پسری از فامیل ثقیف متفحص شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد شد.[۴۱]

حجاج بعد از اخذ حکم امارت عراق، شتابان راهی عراق شد و تنها با دوازده سوار وارد کوفه شوید و روز آدینه با فیس‌ای پوشیده به مسجد رفت و در خطبه‌ای معروف آحاد اشخاصی را که از سپاه مُهلَّب بن ابی‌صفره، فرمانده سپاهیان آدم بن مروان برای پیکار با خوارج حروریه، گریخته بودند ترساندن کرد که در‌حالتی که تا سه روز به او ملحق نشوند آنها را خواهد کشت.[۴۲] حجاج بعداز اشراف بر کوفه، به بصره رفت و خطبه تهدیدآمیزی، مانند خطبه کوفه، اختلال کرد و آن‌گاه به رُسْتَقُباذ رفت تا مُهَلَّب را در مبارزه با خوارج تقویت نماید.[۴۳]

رویارویی با ابن‌جارود
هنگامی حجاج به رستقباذ رسید، با اولی کودتا عموم عراق به رهبری عبدالله بن جارود روبه‌رو شد. این کودتا بر تاثیر تهدیدهای حجاج مبتنی بر بایستگی پایداری در میدان‌های پیکار تا برد بی نقص و نیز تصمیم او بر پایه ی کاهش حقوق و دستمزد جنگجویان به معیار صد درهم، درگرفت. درین کودتا که در ربیع الأخر سال ۷۶ق. رویداد، عموم عراق اموال و انبارهای اسلحه حجاج را به غارت بردند. حجاج، بعداز مشاوره با یارانش و وصال نیروهای کمکی، به نبرد آن‌ها رفت و ابن‌جارود را کشت و یارانش را متفرق ایجاد کرد.[۴۴]

سرکوب زنگیان عراق
همزمان با کودتا ابن‌جارود، زنگیان عراق نیز به سرکردگی رباح شیرزنجی (شارزنجی) کودتا کردند و محیط بصره را به تصرف خویش درآوردند. حجاج با ارسال کردن لشکری از عموم بصره، آن‌ها‌را در دشت خوزستان (مجاورت دَورَق) سرکوب کرد.[۴۵]

نزاع با خوارج
در اواخر رمضان سال ۷۵ قمری.، حجاج از مهلّب و عبدالرحمن بن مخنف خواست هرچه زود‌خیس با خوارج ازارقه به رهبری قَطَری بن الفُجاءة بجنگند. این نزاع‌ها تا اوایل سال ۷۸ق. ادامه یافت، تا اینکه در بین خوارج اختلاف به زمین خورد و آنان به‌شدت سرکوب شدند.[۴۶]

در سال‌های ۷۶ و۷۷ ق. خوارج به رهبری شبیب بن یزید شیبانی، بر ضد حجاج قیام کردند و ده‌ها نزاع دربین لشکریان حجاج و شبیب در عراق درگرفت که در کلیه آنها سپاهیان حجاج باخت خوردند. حجاج عاقبت شبیب را از در بین برداشت و یارانش را ناکامی اعطا کرد.[۴۷]

قیام مُطَرّف ‌بن مُغیرةبن شعبه
در سال ۷۷ق. مُطَرّف ‌بن مُغیرة بن شعبه، کارگزار حجاج در مداین، بر ضد امویان قیام کرد و خلع عبدالملک بن مروان را از حکومت خاطرنشان کرد و قتل حجاج را حلال شمرد. حجاج نیز حمزة، اخوی و پشتیبان مطرّف، را در همدان زندانی کرد و سپاهی به مصاف مطرّف ارسال کرد و وی و یارانش را در نبردی مجاورت اصفهان کشت و قیامش را سرکوب کرد.[۴۸]

بازدید : 23
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 13:41


تامین از کشور ایران
سید محمدحسین ادب‌الله از کشور ایران نگهبانی میکرد. به گفته فرزندش، سید علی فضل و ادب‌الله، وی به یکی مسئولان گفته بود در حالتی‌که شغل به جایی رسد که همگی من‌را سنگباران نمایند و یا این که به اینجانب بی‌احترامی و توهین گردد اینجانب از پشتیبانی کشور‌ایران دست بر نمی‌دارم چون کشور‌ایران نماینده اسلام و خط اهل بیت نبی الله و خط مقدم پیکار با استکبار جهانی میباشد.[۱۹] ولی بعضا رسانه‌های معارض جمهوری اسلامی، ارتباط او و جمهوری اسلامی را با تنش رسم مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرده‌اند.[۲۰]

بعضی از طریقه‌ها
بعضی از ایده ها و طریقه‌های سید محمدحسین فضل و ادب الله عبارتند از:

نگاه گوناگون به حقوق و دستمزد زن
سید محمدحسین ادب‌الله معتقد بود که زن در زمان تاریخ مظلوم بوده میباشد با اینکه عقل و توان‌ زن مثل عقل و توان مرد میباشد اما از صحنه معرفت و تجربیات کنار نهاده گردیده و بازیچه و کنیز مرد در لحاظ گرفته آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گردیده است.

از حیث وی زن بالغه و رشیده مثل مرد بالغ و رشید میباشد و هریک از آن دو در مسائل مالی معاش شخصیت رسمی مستقلی دارا‌هستند. از این‌رو زن بالغه و رشیده درباره‌ی تزویج خویش از بابا و جد پدری و اخوی خویش غیر وابسته میباشد؛ مثل مرد بالغ و رشید، و مشورت کردن تصاحب کردن از بابا جنبه استحبابی دارااست و الزامی وجود ندارد. همینطور از منظر وی زن حق داراست برای تامین از خویش، خشونت شوهرش را جواب بدهد. یعنی در شرایطی‌که مرد به خشونت حقوقی علیه زن دست زد و اورا از برخی دستمزد زناشویی‌اش مثل نفقه یا این که آمیزش دستگیر، زن نیز به طور اتومات حق داراست که مرد را از حقوقی که بواسطه عقد بدان ملتزم گردیده است، بازدارد. وی همینطور این نظر را دارد: «روا وجود ندارد که مرد با سوءاستفاده از ضعف زنش علیه وی دست به خشونت بزند... وی همینطور زنان را تشویق می کرد که ورزش‌های قدرتی حافظه بگیرند تا بتوانند از خودشان تامین رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نمایند.»[۲۱]

فتوا برای وحدت مسلمین
«اختلال ما خلل سنی و شیعه وجود ندارد، بلکه خلل ما استکبار جهانی و اسرائیل میباشد.» این صحبت سید محمدحسین فضل و ادب‌الله در گفتمان با کانال OTV لبنان در فروددین ماه ۸۷ میباشد. وی به مجله سعودی «عکاظ» می گوید: «ما به ارتداد صحابه از اسلام یقین نداریم. چون در این زمینه درپی امام علی(ع) هستیم که با صحابه رابطه داشت و با وی همیاری می کرد. وی حتی‌د‌ر بزرگداشت بعضا از آن ها شرکت کردن ورزید و زیرا اینان مسلمان بودند در اندرز وی کوشید. حتی خطاب به خلیفه قدمت ذکر کرد: "اساس باش و آسیاب عرب را بچرخان."» وی در مهر ۸۴ فتوای خویش را برای خبرنگار مجله کویتی «الرأی العام» چنین ذکر می‌نماید: «به حرمت هر اقدامی که صحابه را پایین سؤال برده و با به کار گیری از سَبّ و لعن موجب تحریک شدن اختلافات خواهد شد، فتوا شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می ‌دهم.»[۲۲]


مزار محمدحسین ادب‌الله در بیروت
فتوا درباره سوگواری مذهبی
سید محمدحسین فضل و ادب‌الله به خبر نامه کویتی «الوطن» گفته بود: «سینه‌زنی سنتی مرسوم که سبب ساز اذیت تن می‌گردد انواع داراست.» وی همینطور گفته بود که قمه‌زنی و زنجیرزنی را نیز حرام کرده‌ام.[۲۳]

تشکیک در شهیدشدن حضرت زهرا(س)
نوشته‌علمیٔ مهم: شهید شدن حضرت فاطمه(س)
مهم ترین موضوع‌ای که در فتاوای سید محمدحسین ادب الله شلوغی‌برانگیز شد، زمینه شهید شدن حضرت فاطمه(س) بود. در صوتی که به او منسوب میباشد، مدرک بعضی از روایات شهید شدن حضرت زهرا(س) را دارنده انواع می داند. این مسأله موجی از محکومیت‌ها را به یار آورد. میرزا جواد تبریزی با صدور بیانیه‌ای خواهان راهپیمایی در سالگرد شهیدشدن حضرت زهرا(س) شد و از آن پس تمامی ساله این دین برگزار می‌گردد. حسین وحید خراسانی و لطف‌الله صافی گلپایگانی بانی این راهپیمایی آیینی می باشند. محمد فاضل لنکرانی نیز، علیرغم بیماری در‌این راهپیمایی کمپانی کرد.[۲۴]

جستارهای متعلق
سید حسن نصرالله
سید محمدجواد ادب‌الله
پانویس
[«معاش‌طومار»، وبگاه مؤسسه علامه مرجع سید محمدحسین ادب‌الله.
«معاش‌طومار»، وبگاه مؤسسه علامه مرجع سید محمدحسین فضل و ادب‌الله.
«پیام تسلیت به‌دنبال رحلت آیت‌الله آقای حاج سیدمحمّدحسین فضل و ادب‌الله»، وبگاه دفتر کار مراقبت و انتشار اثرها آیت‌الله العظمی خامنه‌ای.
«معاش‌طومار»، وبگاه مؤسسه علامه مرجع سید محمدحسین فضل و ادب‌الله.
حسین‌پوری، «نگاهی به تعبیر و تفسیر اینجانب وحی القرآن علامه سید محمدحسین ادب‌الله»، ص۱۰۷-۱۰۸.
شیواپور، «اینجانب وحی القرآن تفسیری اجتماعی و واقع‌گرایانه»، ص۱۰۹.
شیواپور، «اینجانب وحی القرآن تفسیری اجتماعی و واقع‌گرایانه»، ص۱۰۷.
«معاش‌طومار»، وبگاه مؤسسه علامه مرجع سید محمدحسین فضل و ادب‌الله.
کانال تلویزیونی متعلق به علامه ادب الله تأسیس شد، وبسایت تخمین‌نیوز.
«معاش‌طومار»، وبگاه مؤسسه علامه مرجع سید محمدحسین فضل و ادب‌الله.

بازدید : 30
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 9:54


محمد بن هارون بغدادی دارای اسم و رسم به ابوعیسی وَرّاق (درگذشت ۲۴۷ یا این که ۲۴۸ق) متکلم در قرن سوم قمری. بنابر گزارش منابع، فن وی در بغداد نویسندگی و کتابفروشی بوده میباشد. وراق از معتزلیانی بوده که ابعاد شیعه شد، ولی درباره اعتقادات و مذهب وی اختلاف میباشد. روضه خوان موءثر و سید مرتضی، او‌را شیعه دانسته و از وی و اثراتی مانند کتاب الامامه و کتاب السقیفه که درباره اعتقادات شیعه نوشته، جانبداری مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرده‌اند.

البته در منابع اهل سنت وی معتقد به عقاید خداناباوری معرفی گردیده‌است. اثرها و طریقه‌های علمی وراق گزینه دقت بوده و او‌را جزو منتقدان بدون شوخی باورهای معتزلی نیز دانسته‌اند. از شاگردان وراق، ابن راوندی بوده که بعد ها وی نیز با مدرس خویش مخالفت کرد و اورا زندیق خواند. نجاشی، برای ابوعیسی کتاب‌های زیادی را مذکور که مثلا آنان المقالات درباره ملل و نحل آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

معاش‌طومار
محمد بن هارون بغدادی دارای اسم و رسم به ابوعیسی وراق از متکلمان نصفه اولیه سده سوم هجری میباشد. وی اهل ایران و در بغداد بومی بوده و در سال ۲۴۷ق و یا این که ۲۴۸ق از جهان رفته رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۱]

مهمترین خصوصیت علمی وراق، رویا رویی او با پندار‌های معتزلی میباشد. وی منتقد بنیاد معرفتی معتزله، یعنی تفکر‌های توحیدی آنها بود. برخی گفته‌اند به همین ادله، معتزله نیز اورا همفکر مشرکان دانستند.[۲] رویکردها و نگرش‌های کلامی وی در عصر خویش، گزینه اعتنا علما و بزرگان عصرش بوده میباشد.[۳] ابن‌ندیم او‌را مثلا متکلمان صاحب و مالک‌حیث شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد شمرده میباشد.[۴]

وی و اشخاصی که معتزله را رها کرده‌اند، به «مُخلِط» دارای شهرت می باشند یعنی افرادی که اولیه معتزله بوده‌اند، بر تاثیر اظهار عقاید جدید از اعتزال خالص خارج آمده و به اصول مدرسه و تیم اعتقادی خویش بامسئولیت نمانده و هر یک راهی غیروابسته در پیش گرفته‌اند.[۵]

عقاید
مذهب اعتقادی ابوعیسی از مباحث مناقشه برانگیز بوده میباشد. بر شالوده گزارش‌های معتزلیان، او در آغاز معتزلی بود و آن‌گاه از معتزلیان غیر وابسته شد.[۶] برخی میگویند به همین عامل، اظهار نظرهای تند معتزلیان درباره وی وجود داشته میباشد.[۷] توده‌ای از معتزله، تمایل وی به شیعه را حقیقی وواقعی ندانستند؛ البته در عین‌هم اکنون تصریح می‌نمایند وراق درین مسیر خدماتی را به مذهب جدیدش نموده‌میباشد.[۸]

خویی می‌نویسد، ابوعیسی برای جانبداری از خویش، درباره ثنویت کتابی نوشت. اما ظاهراً این کتاب اثر گذار عدم وجود و حتی شاگردش ابن راوندی به وی نسبت بی‌شرعی داده میباشد. [۹] روضه خوان موثر و سید مرتضی، او‌را به دلیل نوشتن کتاب‌هایی درباره امامت و پناه از مذهب شیعه، از خویش دانسته‌ و از او هواخواهی کرده‌اند.[۱۰]

به جهت عدم وجود هیچ‌یک از اثرها وراق، اظهارنظر قطعی درباره عقاید، آراء و مذهب کلامی حقیقی و واقعی وی، سخت میباشد.[۱۱] ابن ندیم،‌ او‌را از افرادی که در ظواهر اسلام آورده بودند؛ البته در درون اعتقادی به اسلام نداشتند دانسته‌ میباشد.[۱۲]

اثر ها
نجاشی، وراق را متکلمی پندار‌نگار و مشهورترین اثرش را مقاله ها میداند.[۱۳] وی خلال این کتاب که در آن به آراء و نگرش‌های مجموعه‌های متعدد شیعی اشاره کرده، در اثرها آجل نیز این تامل رفلکس داده گردیده است. برای مثال آن اثر ها، کتابی میباشد با اسم اختلاف شیعه که در آن به درنگ‌های کلامی شیعه پرداخته میباشد.[۱۴] در منابع رجالی و غیره، کتاب‌های دیگری نیز برای وی حافظه کرده‌اند از جملة المجالس و بعضا کتاب‌های دیگر مانند کتاب الامامة الکبیر و کتاب الامامة الصغیر، نقض العثمانیه، اقتصاص مذهب ها اصحاب الاثنین و الرد علیهم.[۱۵] کتاب السقیفه،[۱۶]

زریاب خویی اشاره می‌نماید که از کتاب‌ها و مقاله‌ها زیادی که به وی نسبت میدهند. چیزی برجای نمانده و تنها منقولاتی در اثرها سایر افراد مخصوصا معارضان وی باقیمانده میباشد.[۱۷] زریاب خویی نقل می‌نماید، در کتاب مروج الذهب که حدودا یک سده بعد از وراق مندرج، کتاب‌های ابوعیسی را زیاد و عالی وصف کرده و از کتاب‌های مقاله ها و المجالس او مذکور میباشد ؛ولی درین کتاب‌ها سخنی از اطمینان‌های وراق نزده میباشد.[۱۸]

کتاب الدیانات، الحدث و تعدادی تاثیر در رد مسیحیت و یهود نیز به عنوان مثال اثرها او به شمار آمده میباشد.[۱۹]

اولی اثر ها درباره امامت
بعضا از اهل سنت و معتزله داعیه کرده‌اند، شیعه پیش از ابو عیسی وراق، ابن راوندی و هشام بن حکم درباره امامت حضرت علی، نص صریحی نداشته میباشد و این سه نفر، او‌لین عده ای می‌باشند که گفت و گو را مطرح کرده‌اند. ولی متکلمان امامیه، این لحاظ را رد کرده و می گویند، که عهد به نص مصرح از دیرین‌ترین عقاید شیعه بوده و در اثرها آن ها برای نخسین بار به طور کامل گفت و گو شد‌ه‌است.[۲۰]

بازدید : 29
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:02


شهید شدن حجر بن عدی و یارانش: وقتی که مغیره و دیگر افراد در کوفه روی منبر، امام علی(ع) را لعن می‌کردند، حجر بن عدی و عمرو بن حمق خزاعی و همراهانشان بپا می‌خواستند و لعن را به خودشان بازمی‌گفتند و در‌این‌باره کلام می‌گفتند. بعد از مغیره که زیاد بن ابیه قاضی کوفه شد درپی دستگیری آنان برآمد. عمرو بن حمق خزاعی و تعدادی نفر یار او به موصل گریختند و حجر بن عدی و ۱۳ مرد از همراهانش بازداشت و نزد معاویه نبی شدند. زیاد در طومار‌اش به معاویه نوشت که اینان در لعن ابو تراب [لقب امام علی(ع)] با جماعت مسلمانها مخالفت ورزیده‌اند و بر والیان لاف‌پردازی کرده‌اند و به این جهت از ذیل امر خارج رفته‌اند. زمانی که دستگیر شدگان به مرج عذراء در تعدادی میلی دمشق رسیدند، معاویه امرکرد که آن‌ها را همانجا گردن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد زنند.

زیرا بعضی درباره ۶ نفر از آن‌ها میانجی گری کردند، این ۶ نفر را زنده گذاشتند اما ۷ بدن دیگر را کشتند: حجر بن عدی، سهیم بن شداد حضرمی، صیفی بن فسیل شیبانی، قبیصه ابن ضبیعه عبسی، محرز بن شهاب تمیمی، کدام بن حیان عنزی،[۱۰۴] عبدالرحمان بن حسان آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد عنزی.[۱۰۵]
شنیدن این خبر برای امام حسین(ع) بسیار گران آمد و در طومار‌ای به معاویه، یک کدام از پلیدی‌های اخلاق اورا کشتن حجر قلمداد کرد.[۱۰۶]
عایشه نیز به‌این عمل معاویه اعتراض کرد و هنگامی معاویه انگیزه عمل خویش را صلاح امت گفت، عایشه خاطرنشان کرد:
سمعت نبی الله (صلی الله علیه و آله) یقول سیقتل بعذراء اناس یغضب الله لهم و اهل السماء (ترجمه: شنیدم که رسول(ص) میگوید: بعداز اینجانب مردمانی در عذراء کشته میگردند که خدا متعال و اهل اسمان از قتل وی به خشم رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می آیند.[۱۰۷])
حسن بصری می گوید: معاویه چهار خصلت داشت که هرکدام از آن ها برای نابودی بس میباشد:
ابتدا، سوار شدنش بر گرده مسلمان ها با چاقو به سیرتکامل‌ای که سوای مشورت کردن، به امارت رسید در حالی که صحابه بافضیلت همچنان زنده بودند.
دوم، جانشین نمودن فرزند دایم الخمرش که حریر میپوشید و تنبور می‌زد.
سوم، اخوی قرائت زیاد را در حالی که نبی(ص) فرموده میباشد: الولد للفراش و للعاهر الحجر (ترجمه: فرزند زن، از آنِ شوهر رسمی و قانونی میباشد، و زناکار جز سنگ نصیبی ندارد.)
چهارم، کشتن حجر.[۱۰۸] [بعد دو توشه اعلام کرد:] وای بر وی از حجر شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد و یارانش.[۱۰۹]
فشار و سختگیری بر شیعه ها سیاست معاویه در ازای عموم شام، نمی‌توانست برای شیعه ها عراق کارساز باشد. از این رو منش قتل و شکنجه را برگزید. و برای تحقیر شیعه‌ها امام علی(ع) اصطلاح «ترابیه» را رواج میکرد.[۱۱۰]
کشتار شیعه ها به وسیله امویان از فرصت حکومت امام علی(ع) شروع شد. معاویه، بسر بن ارطاة، سفیان بن عوف غامدی و ضحاک بن قیس را به عراق و حجاز ارسال کرد و از آنها خواست، هر جا شیعه یافتند، بکشند.
مغیره از سال ۴۱ تا ۴۹ یا این که ۵۰ والی کوفه بود. او با شیعه‌ها به تسامح خوی می کرد و با این نحوه، فضای سیاسی را آهسته نگه داشت. بعد از مرگ مغیره، معاویه به زیاد بن ابیه که والی بصره بود، امارت کوفه را هم سپرد. وی در مبادرت در آغاز، دست ۸۰ بدن از افرادی را که با وی بیعت نکردند، انقطاع کرد. مسلم بن زیمر و عبدالله بن نجی از شیعیانی بودند که به دست وی شهید شدند. امام حسین(ع) در طومار‌ای که به‌دنبال شهید شدن حُجر برای معاویه ارسال کرد، از شهیدشدن آن ها نیز خاطر کرد.[مستلزم منبع][۱۱۱]
مأموریت زیاد، سرکوبی شیعه‌ها در کوفه و سراسر عراق بود. ابن‌اعثم کوفی می گوید: وی پیوسته به‌دنبال شیعه‌ها بود و هر کجا آنها‌را می‌یافت می‌کشت و شمار متعددی را کشت. وی دست و پای عموم را جدا و چشمانشان را کور می کرد. اما خویش معاویه نیز جماعتی از شیعه‌ها را کشت. نقل گردیده است معاویه خویش امر کرد گروهی از شیعه را به‌دار آویزند. زیاد شیعه‌ها را در مسجد توده میکرد تا از علی(ع) اظهار بیزاری نمایند. امام حسن(ع) در طومار‌ای به معاویه به خلق زیاد اعتراض کرد. معاویه همینطور به عمال خویش نوشت:[مستلزم منبع]
میان شما کسی که از شیعه‌ها علی و جنایتکار به دوستی اوست، از میان ببرید، حتی در شرایطی که عامل و بینه‌ای برای این فعالیت هرچند با در نظر گرفتن و گمان، از ذیل سنگ خارج بکشید.
بیعت برای ولایت‌عهدی یزید
بیعت به چنگ آوردن برای خلافت پسرش یزید، بیشتراز هر مسأله دیگری سبب ساز شد بخش اعظمی در مقابل وی بایستند و از وی نقد نمایند. او از نحوه مسلمانها در تعیین خلیفه از روزگار خلافت ابوبکر، خارج رفته بود.[۱۱۲] وی برای بقای نظامی که سازه کرده بود، می بایست حکومت ارثی پدید می آورد. عملی کردن اینگونه تصمیمی شغل سادگی عدم وجود؛ چون عرب‌ها از گذشته، با حکومت ارثی آشنا نبودند و آشکار میباشد که معاویه از این که ثمره عملکرد‌هایی سی ساله‌اش در تأسیس حکومت اموی از فی مابین برود، می ترسید. معاویه بر این اعتقادوباور بود که تعیین خلیفه بایستی بین بنی‌امیه باقی بماند و به‌این خواسته یزید را به ولایت‌عهدی برگزید. از سایر سو وی نظریه داشت که راءس خلافت می بایست در مرز و بوم شام باشد؛ چون میل سیاسی آن ها به سوی بنی‌امیه بود.[۱۱۳]

بازدید : 29
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:09


قیام محمد بن عبدالله بن حسن دارای شهرت به قیام نفس زکیه اول قیام علوی علیه خلافت بنی‌عباس بود که به رهبری محمد بن عبدالله مشهور به نفس زکیه اعمال شد. نفس زکیه بعداز قول‌شکنی عباسیان در تفویض خلافت (با وی تحت عنوان مهدی، بیعت گردیده بود)، در سال ۱۴۵ق در مدینه علیه منصور عباسی قیام کرد. وی درین قیام به همپا بخش اعظمی از طرفدارانش کشته شد. امام راست گو(ع) با بیعت با نفس زکیه تحت عنوان اینکه وی مهدی میباشد، مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد مخالف بود.

قضیه و چرایی صورت‌گیری قیام
در عصر محمد بن عبدالله، پندار زیدیه و طریقه قیام به سیف دربین علویان مطرح بود. بعداز قیام یحیی بن زید و شهیدشدن او، هواداران تامل قیام به سیف به محمد بن عبدالله دارای اسم و رسم به نفس زکیه روی آوردند.[۱] عبدالله بن حسن بابا نفس زکیه، نزدیک به سال ۱۲۶ق از خاندان و رهروان خویش دعوت کرد تا با پسرش تحت عنوان مهدی، بیعت نمایند و بخش اعظمی بیعت او‌را پذیرفتند.[۲] طبق برخی گزارش‌ها سه اخوی ابراهیم، سفّاح و منصور عباسی[۳] و براساس گزارش‌ها صرفا منصور عباسی با نفس زکیه بیعت آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کردند.[۴]

موضع امام راستگو(ع)
امام راست گو(ع) با نفس زکیه بیعت نکرد. مبنی بر بعضا گزارش‌ها مخالفت امام راست گو(ع) به جهت نامیدن کنیه مهدی اهل‌بیت(ع) به محمد بن عبدالله بود به این دلیل که وی معتقد بود فعلا وقت ظهور مهدی نبوده و محمد بن عبدالله، آن مهدی که رسول(ص) بشارت داده، رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد وجود ندارد.[۵][۶]

برهان دیگر مخالفت امام درستگو(ع) آن بود که وی می‌دانست عباسیان که با محمد بن عبدالله بیعت کرده بودند، بیعت خویش را خواهند ناکامی و از این بیعت صرفا چهت نیل خویش به اقتدار سود می برند و قیام محمد بن عبدالله به ثمر نخواهد گردهمایی.[۷] همینطور جمع‌ای از نویسندگان معتقدند امام راستگو(ع) با هر نوع قیام و خروج مخالف بوده و خط مش تشیع فرهنگی را دنبال می‌نموده است[۸] برخلاف زیدیان و دیگر علویان که مطابق بینش تشیع سیاسی خلق و خوی شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد می‌کردند.[مستلزم منبع]

اما بعضا گزارش‌ها بیعت نکردن امام راست گو(ع) را تنها به منجر معرفی محمد بن عبدالله تحت عنوان مهدی امت دانسته‌اند و ولی وی با قیام محمد بن عبدالله تحت عنوان اقدامی علیه ظلم و در راستای دستور به دارای شهرت و نهی از منکر مخالف نبوده میباشد.[مستلزم منبع]

قیام محمد علیه منصور عباسی
عباسیان که با محمد بن عبدالله بیعت کردند و قرار بود بعد از سقوط امویان حکومت را لایق بنی‌هاشم و علویان بدانند، بعد از باخت امویان، امامت نفس زکیه را نپذیرفته، خویش به اقتدار توکل زدند.[۹][۱۰]علویان آغاز در عصر سفاح، اولیه خلیفه عباسی، بی صدا کردند. البته در سال ۱۳۶ق با به اقتدار وصال منصور عباسی و واکنش آشکار عباسیان با بیعت نکردن علویان، مسئله قیام علیه عباسیان مهیا شد.[۱۱]

منصور عباسی که با ادعای مهدویت و امامت نفس زکیه و تبلیغ آن در بلاد متعدد به تنگ آمده بود در اولی مبادرت، عبدالله محض بابا نفس زکیه و سیزده نفر از بزرگان علوی طرفدار او را دستگیر کرد تا بوسیله آن‌ها از محل اختفای نفس زکیه باخبر خواهد شد ولی ناکام ماند.[۱۲] محمد بن عبدالله در سال ۱۴۵ق در مدینه قیام کرد.[۱۳] فقها و محدثان مدینه شیعی و سنی، به سبب ساز برتردانستن محمد بن عبدالله بر منصور، قانون شکنی از نفس زکیه را روا ندانسته، بیعت با منصور بدون میل را فسخ شمردند.[۱۴]

گزارش‌های تاریخی از فتوای صاحب و مالک بن انس، پیشوای مالکیان، و ابوحنیفه، امام حنفیان، در نگهبانی از قیام محمد بن عبدالله حکایت دارااست.[۱۵] به‌دنبال قیام محمد بن عبدالله، مدینه فارغ از خون‌ریزی به دست علویان به‌زمین‌خورد و او توانست در مدینه حکومت نماید. در‌این مقطع بخش اعظمی از اشخاص در مکه، بصره، کوفه و یمن بیعت اورا پذیرفتند.[۱۶][۱۷]

کشته‌شدن نفس زکیه
حکومت محمد بن عبدالله بیشتر از دو ماه دوام نیاورد.[۱۸] چراکه با لشکرکشی عباسیان به مدینه و محاصره این شهر، بخش اعظمی از عموم به منجر هراس از ادامه محاصره و قحطی از بدور محمد بن عبدالله دور از هم شدند.[۱۹]

در‌این در میان ارعاب و تطمیع‌های عیسی بن موسی، فرمانده لشکر عباسیان، نقش مهمی در جداشدن عموم مدینه از سپاه محمد بن عبدالله داشت.[۲۰] از این رو فقط ۳۱۶ نفر در قبال عباسیان مقاومت کردند.[۲۱]

آخر و عاقبت با ورود عباسیان به باطن شهر، مبارزه بدن به بدن درگرفت؛ در غایت محمد بن عبدالله به دست حمید بن قُحطبه در حوزه‌ «احجار الزیت» مدینه کشته شد.[۲۲][۲۳][۲۴]پس از کشته شدن سرش را از بدنش غیروابسته کرده و در شهرهای گوناگون گرداندند و تن او را در بقیع دفن کردند.[۲۵]

بازدید : 71
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 9:48


ابوسهل نوبختی (۲۳۷-۳۱۱ق) متکلم نام دار امامی مستقر بغداد از خویشاوندان نوبختیان. او در بیشتر عصر غایب بودن صغری یکی پیشوایان و حامیان تبارک امامیه بغداد بوده و در بین عامه شیعه ها امامی جایگاهی ویژه داشته میباشد. او نصیب متعددی از کار‌های علمی خویش را به دعوا در مورد قضیه امامت، به‌ویژه غایب بودن امام دوازدهم(ع) مصروف مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد داشته میباشد.

بنابر نقل‌ها، ابوسهل در طول کودکی امام فرصت به ملاقات او دست یافته میباشد. همینطور وی در زمان سفارت حسین بن روح نوبختی با او همیاری مجاورت داشته آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.

معاش‌طومار
درباره بابا ابوسهل و نیز شروع معاش وی چیزی نمی‌دانیم. در منابع اصلی رجال امامیه، به مجال به دنیاآمدن و مرگ او اشاره‌ای نشده میباشد و آنچه دراین باره آمده، از کتابهای رجالی اهل سنت نقل شد‌ه‌است. وی ظاهراً در بغداد چشم به جهان گشود و همانجا بزرگ شد. اقبال با استناد به گفته ذهبی درگذشت ابوسهل را در شوال ۳۱۱ق میداند.[۱] ممکن میباشد که او در بغداد درگذشته باشد، اما احتمال وفات وی در واسط نیز منتفی وجود ندارد. گفته‌اند آرامگاه‌اش در مقبره کاظمین رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۲]

از فرزندان ابوسهل دو پسرش علی و یعقوب اسحاق (مورد قتل واقع شده ۳۲۲ق) شناخته گردیده‌اند.[۳] او برادری داشته به اسم ابوجعفر محمد که وی نیز متکلم و بر مذهب کلامی ابوسهل بوده میباشد.[۴] همینطور حسن بن موسی نوبختی، متکلم پر اسم و رسم امامی و مؤلف فرق الشیعه و الآراء و الدیانات، خواهر زاده ابوسهل شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بوده.[۵]

داده ها علمی
ابوسهل دانش سخن و عقاید امامیه را نزد مشایخ آن‌ها علم آموزی نموده است، اما به لحاظ نمیرسد که او فقط از این شیوه با آراء امامیه در سخن آشنا گردیده باشد و احتمالاً بیش تر از علم آموزی نزد مشایخ به بازرسی و توجه در اثرها آنها درگیر بوده میباشد، چنانکه ظاهراً او نزد متکلمان معتزلی به استحصال دانش نپرداخته، بلکه خویش از اثر ها آن‌ها سود کرده میباشد.[۶] وی افزون بر دانش حرف ـ که آوازه وی بیشتر به سبب ساز آن میباشد ـ در شعر دستی داشته و از حامیان آرامش بوده و کاتبی پیروز دست به شمار می‌رفته میباشد.[۷]

او با افرادی زیرا ثعلب مراوده داشته و اخباری در متانت نقل نموده است.[۸] از وی ابیاتی نیز نقل گردیده است.[۹] ابوسهل با ابن‌رومی و بحتری نیز مراوده داشته و خصوصاً از حامیان ابن‌رومی بوده میباشد، چنانکه آن دو نیز ستایشگر قبیله نوبخت و فرد ابوسهل بوده‌اند. در دیوان ابن‌رومی اشعار بسیار در مدح ابوسهل چشم می گردد.[۱۰] روایاتی درباره ارتباط ابوسهل و بحتری نیز مو جود میباشد: چنانکه از قصه صولی[۱۱] برمی آید، ابوسهل و بحتری با یکدیگر مجالسات ادبی داشته‌اند. بحتری نیز‌گاه به مدح ابوسهل می‌پرداخته میباشد.[۱۲] در عین اکنون چنانکه ابوالفرج اصفهانی[۱۳] داستان کرده، بحتری شعر ابوسهل را نمی‌نیکو میباشد.

تفکر‌های کلامی
ابن‌ندیم او‌را از بزرگان شیعه خوانده و گفته میباشد: او مجلس درسی داشت که جماعتی از متکلمان در آن حضور می‌یافتند.[۱۴] نجاشی گوید که ابوسهل، روحانی متکلمان امامی و غیرامامی بوده میباشد.[۱۵] روضه خوان طوسی نیز در الفهرست او‌را روضه خوان و تبارک متکلمان امامی در بغداد و همینطور پیشوای نوبختیان خوانده میباشد.[۱۶] همینطور ابن‌حجر عسقلانی اورا از رخ‌های شاخص متکلمان معتزلی به شمار آورده میباشد.[۱۷]

از‌آنجا‌که ابوسهل در عصر شمّاسی از حیات امامیه می‌زیسته (زمان غایب بودن صغری)، نصیب متعددی از کار‌های علمی خویش را به دعوا در مسئله مسأله امامت، به ویژه غایب بودن امام دوازدهم(ع) مصروف داشته میباشد. از این رو می‌اقتدار اورا از اولیه مؤلفان امامیه دانست که بدین دعوا پرداخته‌اند. افزون بر این، ابوسهل خویش از عده ای بوده که در حین کودکی امام غایب(ع)، به ملاقات آن حضرت دست یافته میباشد.[۱۸] بخشی از کتاب التنبیه فی الامامة او که ابن‌بابویه در کمال الدین نقل کرده، متضمن همین مباحث میباشد.

او چنانکه سید مرتضی مطابق کتابهایش نظر ها کرده، در وجوب امامت و اوصاف امام از روش دلیل‌های عقلی به مشاجره می‌پرداخته میباشد، گرچه‌ گاهی در تأیید آن دلیل، به مفهوم ها نقلی نیز استناد می‌جسته میباشد.[۱۹] سید مرتضی افزوده میباشد که ابوسهل در مسائل مرتبط با امامت، به به عبارتی طریقی که قبل از او ابوعیسی ورّاق و ابن‌راوندی ادله می‌کردند، به مشاجره می‌پرداخته و حتی بر برهان هایی افزون بر عامل‌های آن دو استناد می‌نموده است.[۲۰]

وی با حلاج ـ که خویش را باب و نماینده امام غایب(ع) معرفی میکرد ـ به مخالفت برخاست و چنانکه حکایت گردیده، دوبار او‌را که به معتقد ساختن ابوسهل به دعاوی خود بی‌عشق و علاقه عدم وجود، گزینه استهزا قرار بخشید و کرامات اورا به ریشخند گرفت و بدینسان بین عموم خیر فقط شخصیت حلاج را تخطئه کرد، بلکه انتساب اورا به امامیه ـ که حلاج خویش مدعا آن بود ـ بی‌محور جلوه اعطا کرد.[۲۱]

ابن‌ندیم در تفصیل درحال حاضر ابوسهل متذکر گردیده که او دیدگاهی خاص و بی‌سوابق درباره امام دوازدهم(ع) داشته میباشد و آن بینش را اینگونه ذکر کرده که امام در حین غایب بودن، درگذشته و بعداز وی فرزندش جانشین او گردیده‌است و این ترتیب یعنی جابجایی امامت از بابا به پسر در حین عصر غایب بودن تا هنگامی که مشیت معبود بر ظهور امام غایب(ع) وابستگی گیرد، ادامه خواهد یافت.[۲۲] با دقت به آرائی که از ابوسهل در اختیار میباشد، نسبت این کلام به او اشتباه به حیث می رسد.[۲۳]

بازدید : 36
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 16:32


حضور در قلعه‌های اسماعیلیان
خواجه نصیرالدین طوسی، بعد از حمله مغولان به کشور ایران و بروز ناآرامی خصوصاً در حوزه‌ خراسان، مدتی در شهرهای گوناگون حیران بود تا آنکه به دعوت ناصرالدین، فرمانروای قلعه‌های اسماعیلیان در خراسان، به قهستان رفت[۹] و در آنجا به درخواست ناصرالدین، کتاب تهذیب الاخلاق و پاک سازی الاعراق نوشته ابوعلی مسکویه رازی را به فارسی ترجمه کرد، مطالبی به آن خاطر نشان نمود و آن را به اسم ناصر الدین، خلق ناصری نامید.[۱۰] تاریخ تألیف این کتاب، ۶۳۰ تا ۶۳۲ق بوده میباشد.[۱۱] او همینطور در آنجا کتابی در دانش هیئت به‌اسم الرسالة المعینیة، به اسم معلوم الدین، فرزند ناصرالدین، تألیف کرد.[۱۲] قلعه‌های اسماعیلیان، فقط نیروی مقاوم در قبال حمله ها مغولان دانسته شد‌ه‌است. در وضعیتی که شهرهای خراسان و نیشابور به‌طور بی نقص به‌دست مغولان افتاده بود، این قلعه‌ها سال‌های وقتگیر مقاومت کردند و تسلیم مغولا ن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نشدند.[۱۳]

علاءالدین محمد، رهبر اسماعیلیان، بعداز آنکه خبر حضور خواجه نصیر طوسی نزد ناصرالدین را اخذ کرد، خواجه نصیر را به پیش خویش خواند و وی به همپا ناصرالدین، به قلعه مبارک دز رفت و رهبر اسماعیلیان استقبال ویژه‌ای از وی کرد. خواجه نصیرالدین طوسی تاوقتی‌که فرزند علاءالدین محمد، رکن الدین در حمله دوم مغول تسلیم آن ها شد، در قلعه اَلَموت نزد وی آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد ماند.[۱۴]


تمبر یادبود خواجه نصیرالدین طوسی
برخی از مورخان بر این باورند که حضور خواجه نصیر و اقامت وی در قلعه‌های اسماعیلیان از روی میل نبوده، بلکه او‌را بدون چاره به‌این شغل کرده‌اند؛[۱۵] با این هم اکنون، آق سرائی در مسامرة الاخبار بر این اعتقادوباور میباشد که خواجه طوسی نزد اسماعیلیان وزارت مطلق داشته و به چنان جایگاهی دست پیدا کرده که به وی کنیه خواجه کائنات داده بوده‌اند.[۱۶] اشخاصی که معتقدند خواجه نصیر طوسی بدون چاره به حضور نزد اسماعیلیان گردیده و در قلعه‌های آن‌ها زندانی بوده، به جملا‌ت شکوه‌آمیز وی در نقطه نهایی گستردن اشارات استناد می‌نمایند که از حالت دوران و معاش خویش نالیده رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میباشد.[۱۷]

خواجه و هلاکوخان مغول
خواجه نصیر، بعد از حمله دوم مغولان به فرماندهی هلاکو و تسلیم‌شدن قلعه‌های اسماعیلیان، به دربار هلاکو راه و روش یافت.[۱۸] به گفته سید محسن امین، خواجه طوسی فارغ از آنکه توان گزینش داشته باشد، با هلاکو همپا شد و در صورتیکه مقاومت در قبال نیروی مهاجم، خیر از سوی عموم و خیر از سوی حکومت قابلیت‌پذیر خلا، سعی کرد از به جا مانده اسلامی که در معرض هلاکت بود نگهداری نماید و به باعث اقدامات وی بود که در غایت بعد از مدتی مغولان به اسلام گرویدند.[۱۹] خواجه طوسی در حمله هلاکو به بغداد در سال ۶۵۵ قمری همپا وی شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بوده میباشد.[۲۰]

احداث رصدخانه و کتابخانه مراغه
خواجه نصیرالدین طوسی بعداز فتح بغداد به وسیله هلاکو، تشکیل داد یک رصدخانه را به هلاکو توصیه کرد؛ با این توجیه که وی با اعتنا به دانشی که در نجوم داراست، میتواند با امداد رصد ستارگان، فرمانروا را از اتفاق ها آجل، بازه زمانی قدمت و نسل وی باخبر سازد.[۲۱] این توصیه آیتم پسند هلاکو قرار گرفت و ایجاد کرد آن از سال ۶۵۷ق شروع شد.[۲۲] به گفته سید محسن امین، خواجه نصیر، رصدخانه مراغه را محلی برای انباشته کردن تعداد متعددی از پژوهشگران آن مجال قرار بخشید و به این سیرتکامل آنان‌را از کشته‌شدن رهایی داد و نیز عملکرد متعددی برای عده‌آوری تعداد متعددی از کتاب‌ها و نگهداری آن ها کرد.[۲۳] عمل تشکیل داد رصدخانه تا نقطه پايان قدمت خواجه زمان برد و زیج به دست آمده از این رصدخانه، زیج ایلخانی اسم گرفت.[۲۴][یادداشت ۳]

خواجه نصیر همینطور کتابخانه بزرگی در محل رصدخانه مراغه تاسیس نمود و به امر هلاکو اکثری از کتاب‌های پر ارزش و سودمندی که از بغداد، دمشق، موصل و خراسان غارت گردیده بود، به آن جابجایی یافت. خویش خواجه نیز مأمورانی به فضا بلاد می‌ارسال کرد که هر نقطه کتاب‌های علمی بیابند خریداری نمایند و برای وی بفرستند و خویش هر کجا به کتاب موثر و نفیسی برمی‌خورد، آن‌را می خرید.[۲۵] به نظریه برخی از مورخان، حدود ۴۰۰ هزار کتاب در کتابخانه مراغه گرد آمده بود.[۲۶] در کتابخانه رصدخانه مراغه، گونه های کتاب از لهجه‌های چینی، مغولی، سنسکریت، آشوری و عربی به گویش فارسی ترجمه شد و در دسترس طالبان دانش و محققان رصدخانه قرار گرفت. این رصد منزل در واقعیت راءس علمی‌ای بود که در آن، علم ها متعددِ مجال، مثل ریاضی ها، نجوم و علم ها طبیعی، مطالعه و درس دادن میشد.[۲۷]

حضور در فتح بغداد

بازدید : 51
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 13:33


نجمه‌خاتون همسر امام کاظم(ع) و مامان امام رضا(ع) و فاطمه معصومه(س) میباشد. نجمه کنیزی بود که حمیده همسر امام راستگو(ع) او‌را خرید و به امام کاظم(ع) داد. برپایه بعضا احادیث حمیده خوابی روئت کرد و به‌امر نبی(ص) نجمه را به امام کاظم(ع) اعطا کرد. قبر نجمه در مَشرَبه اُمِّ ابراهیم [یادداشت ۱] در مدینه مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد جای‌دارد.

نسب و تبار
نجمه کنیزی بود که حمیده همسر امام‌ راست گو(ع) او‌را خرید و به امام کاظم(ع) اعطا کرد. وی برای امام کاظم(ع) امام رضا(ع) را به عالم آورد.[۱] بعضا او را اهل جزیره مارسی در جنوب فرانسه میدانند و بعضا دیگر او‌را از شهر نُاینترنتَه در شمال آفریقا.[۲] از این‌رو او به خَیزُران مَرسِیّه و شَقْرَاء نُاینترنتِیه نیز شناخته آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد میشد.[۳]

اسم و القا‌ب
دارای اسم و رسم‌ترین نام او نجمه‌ و لقب ام البنین میباشد.[۴] از او با اسم‌های سَکَن نُوبیه[۵] اَرویٰ، سِمان(سُمانه)،[۶] تُکتَم،[۷] صَقر و خَیزُران المُرسیه[۸] نیز خاطر گردیده است. طبق روایتی از روحانی صدوق، هنگامی نجمه به امام موسی کاظم(ع) بخشیده شد او‌را تُکتَم،[۹] و وقتی که امام رضا(ع) از او به دنیا آمد، طاهره نامیدند.[۱۰] کنیه او شَقْراء و لقب‌اش ام‌البنین رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بود.[۱۱]

منزلت و مقام
از حمیده همسر امام راست گو(ع) خطاب به امام کاظم(ع) آورده شده، کنیزی با فضیلت‌خیس از نجمه ندیده میباشد.[۱۲] بر مبنا روایتی از روحانی صدوق، حمیده حضرت محمد(ص) را در خواب رویت کرد که از وی می خواهد نجمه را به فرزندش امام کاظم(ع) ببخشد؛ چراکه او شایسته ترین خلق و خوی روی زمین را به جهان خواهد آورد. از این‌رو حمیده نجمه را که در آن فرصت مادمازل بود، به موسی بن جعفر(ع) داد.[۱۳] امام کاظم(ع) نیز خریداری نجمه را به امر نبی(ص) ذکر شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد کرده‌میباشد.[۱۴]

از نجمه بیان شده که اینجانب در زمانه بارداری امام رضا(ع)، سنگینی حمل را حس نمی‌کردم، در خواب نیز صدای تسبیح و تهلیل از حمل خویش می‌شنیدم زمانی که بیدار می‌شدم می‌دیدم خبری وجود ندارد.[۱۵] بر اساس گزارشی نجمه درخواست دایه برای امام رضا(ع) می‌نماید و انگیزه این درخواست را پرداختن به نماز و عبادت تیتر می‌نماید.[۱۶]

جای دفن
به گفته محمدباقر حسینی جلالی قبر نجمه‌خاتون در کنار قبر حمیده همسر امام راست گو(ع) در مشربه‌ ام ابراهیم در ناحیه‌ العوالی مدینه در شرق آرامستان بقیع جای‌دارد.[۱۷]

پانویس
صدوق، عیون اخبارالرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۴.
قائمی، در مدرسه فقیه آل محمد، ۱۳۷۸ش، ص۳۰.
اربلی، کشف الغمة، ۱۳۸۱ق، ج۲، ص۲۵۹.
کمال الدین، ج۱، ص۳۰۵؛ عیون الاخبار، ج۱، ص۱۶.
کلینی، الکافی، ۱۳۶۷ش، ج۱، ص۴۸۶؛ مجمل التواریخ والقصص، طهران، ص۴۵۷.
عیون الاخبار، ج۱، ص۱۶.
کشف الغمه، ج۱، ص۳۱۱.
مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۳۶۷.
صدوق، عیون خبرها الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۴.
صدوق، عیون خبرها الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۵.
قمی، تاریخ قم، ۱۳۶۱ش، ص۱۹۹.
صدوق، عیون خبرها الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۵.
صدوق، عیون خبر ها الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۱۷.

بازدید : 54
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 16:30


ارسال توقیعات از روش کانال وکالت
بده بستان کردن توقیعات از روش وکیلان امامان که به آن کانال وکالت گفته می شد، شکل می‌گرفت. شیعه ها از بخشها متفاوت وجوهات دینی، درخواست‌ها و سوال‌های خویش را از روش وکیلان ائمه به امامان رسانده و از همین شیوه جواب‌ها و توقیعات را اخذ می‌کردند.[۱۴] در زمان غایب بودن صغری این وظیفه بر ذمه نواب اربعه بود[۱۵] و آن‌ها از روش وکیلان خویش با شیعه‌ها در بخش ها گوناگون در امر بودند.[۱۶] اما گزارش‌های روایی وجود دارااست که مبتنی بر آن ها شیعه‌ها از شیوه های دیگری و بی واسطه وکیلان نیز درخواست‌های خویش را به امامان رسانده و یا این که توقیعاتی را از آن ها اخذ می‌کردند. مثلا بر پایه ی نقل قطب راوندی، محمد بن یوسف شاشی با واسطه زنی که به منزل امام مهدی(ع) رفت‌وآمد داشت، طومار خویش را به وی رسانده و توقیعی اخذ مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نموده است.[۱۷]

توقیع‌ها بعداز صدور، به وسیله پیکی منحصر، با ارائه علامت‌ای پیامبر می شد.[۱۸] نام‌و‌نشان پیک‌ها در گزارش‌ها بیان نشده و با تعابیری همانند «امرأة» (زن)، غلام (جوان)، غلام اسود (جوانی سیاه)، الرسول اینجانب عند الحسین بن روح (پیامبر حسین بن روح) و پیامبر الخلف (نبی جانشین) از آنها خاطر گردیده‌است.[۱۹] برهان این عمل تقیه دانسته آدرس مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گردیده است.[۲۰]

مسئله
توقیعات به مورد خاصی اختصاصی نبوده میباشد؛ چراکه بیشترشان در جواب به سوال‌های شرعی و اعتقادی و نیز درخواست‌های شیعه‌ها صادر گردیده است. از این رو در آنان از موضوعات گوناگون حرف آمده میباشد. برکنار و نصب وکیلان، ذکر وظایف وکیلان، اعلام وصول وجوهات فقاهتی، تکذیب مدعیان دروغین نیابت و جواب به درخواست‌های فردی شیعه‌ها از موضوعات توقیعات رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد بوده میباشد.[۲۱]

اعتبار توقیعات
از نگاه فقیهان، هر توقیعی که به صدور آن از امامان یقین نتیجه ها خواهد شد، دارای اعتبار خواهد بود.[۲۲] از این رو، بعضی از فقیهان شیعه در مواقعی برای استنباط احکام فقهی به توقیعات استناد کرده‌اند.[۲۳] با این حالا، بعضا از فقیهان در اعتبار مکاتبات (توقیعات معمولاً به طور مکاتبه بوده میباشد) مناقشه کرده‌[۲۴]و آنها‌را هم‌پهنا و موازی با روایات شفاهی ندانسته‌اند؛[۲۵] ولی در کتاب‌های فقاهتی دلیلی بر بی‌اعتباری مکاتبه یا این که هم‌ارز نبودن اعتبار آن و حدیث شفاهی بیان شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد نشده میباشد.[۲۶]

همینطور در مقابل این صحبت، گفته‌اند نگارش، سیره امامان شیعه و نیز طرز متداول اقوام متعدد بوده[۲۷] و مکاتبات برای کار کردن صادر می‌گردیده‌است.[۲۸]

توقیعات امام مجال(عج)
نوشته‌ی علمیٔ مهم: توقیعات امام فرصت (عج)
به طومار‌ها و نوشته‌های از امام دوازدهم شیعه ها اشاره دارااست که در عصر غایب بودن صغرا در جواب به سوال‌های شیعه‌ها صادر شد‌ه‌است. در منابع حدیثی شیعه حدود ۱۰۰ توقیع از امام مهدی(ع) در موضوعات شرعی، اعتقادی و... نقل گردیده است.[۲۹]

منبع‌شناسی
توقیعات در منابع روایی شیعه به طور دور از هم نام برده میباشد. در کتاب رجال کَشّی توقیعات فراوانی از امامان شیعه نقل گردیده است.[۳۰] در کتاب‌های کمال‌الدین روحانی صدوق و الغیبه روحانی طوسی، توقیعات امام مهدی در قسمت مستقلی عده شد‌ه‌است.[۳۱]

درباره توقیعات اثراتی هم به طور غیر وابسته در قرن سوم قمری و بعداز آن درج شده میباشد. در رجال نجاشی از کتاب‌‎های «مسائل ابی‌محمد و توقیعات»، «قرب الاسناد الی مالک الامر علیه‌السلام» و «مسائل الرجال و مکاتباتهم اباالحسن الثالث علیه‌السلام» تاثیر عبدالله بن جعفر حمیری محدث شیعه در قرن سوم قمری[۳۲] و التوقیعات نوشته محمد بن عیسی بن عُبَید از اصحاب امام جواد[۳۳] مذکور شد‌ه‌است.

التواقیع تألیف عبدالله بن صلت از اصحاب امام رضا(ع) از سایر اثرها دراین باره میباشد.[۳۴]

پانویس
محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام مهدی، ج۴، ص۱۱۵.
زَبیدی، تاج‌العروس، ۱۴۱۴ق، ج۱۱، ص۵۲۵، تحت «وقع».
محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام مهدی، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۱۱۵-۱۱۶.
حمیری، قرب‌الاسناد، ۱۴۱۳ق، ص۳۳۲.
برای مثال، نگاه نمایید به کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۵.
محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام مهدی، ج۴، ص۱۱۶.
شبیری، «توقیع»، ص۵۷۷.
برای مثال، نگاه فرمائید به کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۹۶، ۱۰۲ـ۱۰۳، ۱۰۷، ۵۱۰.
برای مثال، نگاه فرمائید به کشی، رجال‌الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۵۱۳، ۵۵۱.
برای مثال نگاه نمائید به طوسی، الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص۲۹۰.
شبیری، «توقیع»، ص۵۷۹-۵۸۰.
کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۵۱۳.
شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ج۹، درس ۳۲۹، ص۳ به نق

تعداد صفحات : 29

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 293
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 18
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 18
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 194
  • بازدید ماه : 984
  • بازدید سال : 1837
  • بازدید کلی : 16367
  • <
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی